عنوان اختراع: فرآیند جداسازی سلول های بنیادی مزانشیمی ژله وارتون با استفاده از فسفات بافرسالین (PBS)
اظهارنامه: 1391/09/23
اظهارنامه: 13915014000307546
طبقه بندی بین المللی :
ثبت: 1392/01/18
ثبت: 79116
طبقه بندی بین المللی:
مالک/مالکان: شركت فن آوری بن یاخته های رویان
وضعیت اعتبار: اعتبار ندارد
مخترع/مخترعان: سعید آبرون - مرتضی ضرابی - بهاره بیكی
فایلهای ضمیمه (فقط با اینترنت داخلی):
خلاصه اختراع
سلول های بنیادی مزانشیمی یا MSCs ، سلولهای استرومایی چندتوانی هستند كه می توانند به انواع سلول های مختلف از جمله: استئوبلاست ها (سلول های استخوانی) ، كندروسیت ها (سلول های غضروفی) و آدیپوسیت ها (سلول های چربی) تمایز یابند. به طورسنتی، مغز استخوان بالغ (BM) رایج ترین منبع سلول های بنیادی مزانشیمی برای كاربردهای بالینی است. این سلول های بنیادی را می توان از بافت های مختلفی از جمله بافت چربی ، خون بند ناف، پالپ دندان و بافت پیوندی بند ناف كه ژله وارتون (WJ) نام دارد نیز به دست آورد. جوانترین و ابتدایی ترین سلول های بنیادی مزانشیمی را می توان از بافت بند ناف، یعنی ژله وارتون و خون بند ناف به دست آورد. با این حال MSC در غلظت های بسیار بالاتر در ژله وارتون نسبت به خون بند ناف ،كه یك منبع غنی از سلول های بنیادی خونسازاست، یافت می شود. سلول های بنیادی به دست آمده از این بافت، منبعی ایمن و غیرتهاجمی را برای درمان با سلولهای بنیادی ارائه می دهد. بند ناف پس از تولد نوزاد به راحتی به دست آمده و به طور معمول دور انداخته می شود و خطری از نظر جمع آوری برای نوزاد ندارد. سلول های بنیادی مزانشیمی بند ناف دارای خصوصیات ابتدایی بیشتری نسبت به دیگر سلول های بنیادی مزانشیمی بزرگسالان كه در مراحل بعدی زندگی به دست می آیند، می باشند كه این می تواند آنها را به عنوان منبع مفیدی از سلول های بنیادی برای كاربردهای بالینی قرار دهد. جداسازی این سلولهای فیبروبلاست شكل از ژله وارتون دراصل به سال 1991 بر می گردد. از آغازشناسایی این منبع، تعداد مطالعات نسبتا محدودی بر روی این سلول ها انجام شده است. روشهای فنی برای جداسازی این سلول های بنیادی از ژله وارتون به میزان كمی بررسی شده و به طور چشمگیری در مطالعات با یكدیگر متفاوت هستند. اگر چه تیمارآنزیمی با كلاژناز ، هیالورونیداز و تریپسین روشی است كه به طور گسترده برای جداسازی این سلول های استرومایی استفاده می شود، اما این تیمارهای آنزیمی نیز در مقالات مختلف بسیارمتفاوت بوده و استفاده از آنها می تواند سبب كاهش زنده ماندن (viability) سلولی، تخریب گیرنده های سطح سلول و تغییر عملكرد سلول شود. چندین مطالعه نیز از تیمار غیرآنزیمی بر اساس مهاجرت سلول از بافت در محیط كشت استفاده كرده اند كه مستلزم صرف مدت زمان زیادی است و سلولهای به دست آمده از آن معمولا پیر شده و قدرت تكثیر آنها كاهش می یابد. در این مطالعه از روشی غیر آنزیمی، ساده و منحصر به فرد در حداقل زمان و براساس اثر بافر نمكی فسفات بافر سالین(PBS) بر سست كردن و شكستن اتصالات بین سلولی برای رهایی سلولهای مزانشیمی از ماتریكس كلاژنی ژله وارتون ، استفاده شده است. بافر نمكی PBS شامل كلرید سدیم، فسفات سدیم، كلرید پتاسیم و فسفات پتاسیم می باشد كه تهیه آن آسان و نسبتا ارزان است و اثرات منفی آنزیم ها را بر روی سلول ندارد. با كمك این روش می توان سلولهای بنیادی مزانشیمی توانمند را با حفظ خصوصیات سلولی از 100% نمونه های بند ناف به دست آورد.

